تبلیغات
مهربان - مطالب خاطرات جنگ وشهادت
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد،کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد،از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد.

بسم الله اللطیف
فرازی از وصیت نامه شهید مهدی رجب بیگی
قرآن بخوا
ن!      
آن گاه كه درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون خویش را خالی ازخدا   

قرآن بخوان !

آن گاه كه عقلت احساست را به بند كشید و فكرت

عشقت را ،

  و قوه ی پیوستن به یزدان با نیروی عرفان را از دست دادی...


قرآن بخوان!


آن گاه كه در كوچه باغ های یاس ، حیران و سرگردان ، نامید و پریشان در جستجوی قطره ای آب،كشتزار خشك و قحطی زده ی اندیشه ات را تسلی می دهی ، ازدریای بی كران امید لختی برگیر و
قرآن بخوان!


آن گاه كه غرور ،وجودت را گرفت و تفاخر شعورت را ، و لذت خویش را عزت و نخوت خویش را همت یافتی...

قرآن بخوان!

آن گاه كه مرگ خود را دور دیدی ، و حیات خویش راجاوید یافتی و دنیا و آخرت را جدا از هم...
 قرآن بخوان!

آن گاه كه نسیان گریبانت را گرفت و عصیان دامانت را...


قرآن بخوان!


آن گاه كه از درستی گسستی ، و بر مركب سستی نشستی ، و به پستی پیوستی ... درمنجلاب تباهی ،رهایی را خواستی...

! قرآن بخوان

آن گاه كه نهایت سعادت را ، بودن وشهادت را نهایت حیات پنداشتی...



قرآن بخوان!

آن گاه كه گذشته را «حسرت» و حال را «عسرت» و آینده را «حیرت» احساس كردی ، شب قدر را به خاطر آور و...


قرآن بخوان!


آن گاه كه در دل سیاه شب و در اعماق تاریك ظلمات ، و در جستجوی «نور» و «روشنی» ره می پویی ودر آرزوی صبح و سپیدی ، افق را به امید نظاره «فلق» می نگری ، تا شاید «طلوع فجر» را در نیمه تماشا كنی ، قرآن را بازكن تا در فلق اندیشه ات،شفق را دریابی و آن گاه... قرآن بخوان!...



طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

شب بود . آدمی از خویش جا مانده...بی حقیقت...سرگردان دنیای رنگ وننگ... ارزان فروش دل ... گران فروش عشق...در ورطه شب گم بود.

راه می رفت در فرار از سكوت وسكون.

دوستانش اورا به در وازه هویزه آوردند كه اینجا بوی نور می دهد!!

من با نور غریبه نیستم اما در شهر من تاریكی می پوشند وتاریكی می فروشند...هویزه كافه ندارد؟یا اینترنت پرسرعت؟یا حتی صندلی سنگی برای نشستن....هویزه چه داردكه مرا تا نور می كشاند ؟در این چندین مزار یكسان چه بی شكل گشته ام ...چه بی انتخاب

اینجا حقیقتی است در بین دنیای سیاه وسفید واقعیت ها ...حقیقتی واحد... حقیقتی سرخ

جوانانی اینجا آرمیده اند ...نه ایستاده اند كه مثل من می خندیدندوبا دوستانشان گپ می زدند،عاشق می شدند ودعوا می كردند...اما تفاوتی داشتند با مردمان اهل شب آنها هدفی داشتند كه ارزش ایستادن داشت،ارزش جان دادن،ایستاده جان دادن.

هدفی كه در بیهوده گری های شهر من پیدا شدنی نیست

هدفی كه قلم وجزوه وصندلی ودانشگاه را به وجد وحیرت می آورد نه مثل حال این روزهای من به ملال وكسالت

هدفی كه عصاره آن ایمان بود

ایمان...رویای گمشده چشمان جوانهای شهر من

هویزه آرامش دارد... ایمان دارد...مجالی برای فكر كردن...

چیزی كه شهر من حریصانه از من می گیرد. 




طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ یکشنبه 13 آذر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

قلب سید محمد حسین محكم می تپید ...روحش به تنش تنگ بود... سید محمد حسین آماده پرواز بود...خطوط آخر نهج البلاغه توی تخته كلاس ها جامانده بود اما قرانش...

قرآنش كه متبرك به یادگاری رئیس جمهور محبوبش آیۀ الله خامنه ای وآیۀ  الله جوادی آملی بود ...آرامش سید محمد حسین را بیشتر وبیشتر می كرد همان كه تنها نشانی هویت او بود بعد از شهادتش ...صدای رفقای شهیدش از صدای گلوله وخمپاره بیشتر بود...

آری این گونه سید محمد حسین علم الهدی به وصال یارانش رسید

شب عبور شما را شهاب لازم نیست                           كه با حظور شما آفتاب لازم نیست

در این چمن كه ز گلهای بر گزیده پر است                    برای چیدن گل انتخاب لازم نیست 

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت،  شعر، 
نگارش در تاریخ شنبه 12 آذر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگارا این تو هستی که هم راه را به بندگانت نشان دادی وهم هدف را تعیین کردی.هدف این است که در عالم تنها دین خداوند که سعادت بندگانش درپیروی از آن است حاکم شودوکلیه دین ها ومسلک های انحرافی که موجب فلاکت وگمراهی انسانها میشود دربرابر عظمت وقدرت ونورانیت دین خداوندبی رنگ ونابودگرددوبشر تنها رب خودرا که رب العالمین است پرستش کند وازسلطه ونفوذ قدرت های فناپذیرکه امروزه به غلط خودرا صاحب همه چیز می دانند بیرون آیدوپرچم "لا اله الا الله" را در سراسر علم برافراشته کند.


خداونددر قران کریم فرموده که بندگی وعبادت تو (خدا) موجب ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 1 آذر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
سردار شهید عبدالحسین‌ برونسی‌
نام پدر:حسین‌علی‌ محل تولد:شهرستان مشهد
تاریخ تولد:03/06/21 تاریخ شهادت :25/12/63
محل شهادت :شرق دجله منطقه :عملیات بدر
مسؤلیت :فرمانده‌تیپ‌ شغل :
عضویت : كادر یگان:لشكر 5 نصر
گلزار :بهشت رضا کد شهید:6301990


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ شنبه 2 مهر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید:

"امام دوستت دارم و التماس دعا دارم" که می‌دانم بر سر قبرم می‌آید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت،  زندگی بزرگان اسلام وایران، 
نگارش در تاریخ جمعه 1 مهر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
 رزمنده ای بود که طور خاصی   می دوید یعنی کمی تلوتلو می خورد و همه بچه ها به او می خندیدند

ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ جمعه 1 مهر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
من چندلحظه بعد به شما آرامش می دهم ، آرامشی ابدی . چه،این لحظات حساس وداع با زندگی وعالم ، لحظات لقای پروردگار ولحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
                         فاطمه و عقیله و مریم در سپاه آبادان بودند و کارهای خیر  زیاد می­ کردند و حرفی هم در این باره به کسی نمی­گفتند. مریم  که    شهید شد، تازه عده­ای آمدند و این چیزها را گفتند. ما از کسانی    که سراغ مریم را می­گرفتند، این چیزها را فهمیدیم

ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 29 شهریور 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
درباره وبلاگ

دین اسلام بهترین دین وجامعترین دین هاست ودین رحمت و مهربانی است وپیامبر اسلام مهربانترین پیامبر عالم است وهرآنچه توصیه كرده اند از نظر لطف ورحمت بوده است پس دراین وبلاگ سعی شده مطالب مذهبی- اجتماعی، ارائه شود كه نظر مهربانان را به خود جلب كند
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
لوگوی دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


انعکاس بناب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

**************************************************** ********************************************** *********************



قالب وبلاگ