تبلیغات
مهربان - حدیث نورانیت(قسمت 1)
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد،کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد،از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد.
چاههایى كه وانهاده شد و چه قصرهاى رفیع كه بىصاحب ماند» مراد ازقصر، حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله و مقصود از چاه آب متروك، ولایت من است. آن را وانهاده و انكار نمودند. هر كه به ولایت من اقرار ننماید، اقرار او به نبوت حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله نفعى برایش نخواهد بخشید؛ چرا كه آن دو مقرون یكدیگرند به خاطر این كه پیامبر صلىاللهعلیهوآله ، پیامبر مرسل و پیشواى خلق بوده و پس از او على علیهالسلام امام و پیشواى خلق و وصىّ حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله است؛ همان گونه كه رسول خدا صلىاللهعلیهوآله فرمود: «تو نسبت به من، به منزلههارون نسبت به موسى هستى، جز اینكه بعد از من پیامبرى نخواهد بود». اوّلین ما محمّد صلىاللهعلیهوآله ،میان ما محمّد و آخرین ما محمّد است. پس كسى كه معرفتش به من، كامل باشد، او بر دین درست و استوار الهى قرار دارد، كه مىفرماید: «این است آئین راستین» و به زودى به یارى و توفیق الهى، این حقیقت را براى شما روشن خواهم ساخت.
اى سلمان و اى جندب! عرضه داشتند:...

: بلى اى امیر مؤمنان كه درود خدا برتو باد. فرمود: «من و حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله نور واحدى نشأت یافته از نورخداوند عزّوجلّ بودیم. تا آن كه خداى متعال به آن نور امر نمود كه دو قسمت شود [سپس] به نیمى فرمود: محمّد صلىاللهعلیهوآله باش و به نصف دیگر فرمود: على علیهالسلام باش.
بدین لحاظ رسول خدا فرمود: على از من و من از على هستم و جز على كسى دیگر نمىتواند از جانب من [فرمان الهى را]ادا نماید. و زمانى كه ابابكر را با سوره برائت به مكّه اعزام فرمود، جبرئیل علیهالسلام نازل شد و گفت: اى محمّد! فرمود: بلى، عرضه داشت: خداوند به تو امر فرموده كه آن مأموریت را خودت یا مردى از خودت انجام دهد. پیامبر مرا به آن سو گسیل داشت تا ابوبكر را بازگردانم و او را بازگرداندم. او درون خود نگرانى احساس نمود و گفت: اى رسول خدا، آیا در مورد من آیهاى نازل شده است؟ فرمود: نه ولكن این مأموریت را كسى جز من و یا على انجام نخواهد داد
.
اى سلمان و اى جندب! عرض كردند: بلى اى برادر رسول خدا. فرمود: كسى كه براى حمل نوشتهاى از جانب رسول خدا صلاحیت ندارد، چگونه براى پیشوایى مردم صلاحیت خواهد داشت؟

اى سلمان و اى جندب! من و رسول خدا نور واحدى بودیم سپس او محمّد مصطفى شد و من وصىّ او مرتضى شدم. محمّد صلىاللهعلیهوآله ناطق شد و من ساكت و خاموش. به این ترتیب در هر عصرى یكى باید گویا باشد و دیگرى ساكت.
اى سلمان، محمّد صلىاللهعلیهوآله بیم دهنده شد و من رهبر و هدایت كننده و این همان فرمودهخداوند عزّوجلّ است «[اى پیامبر] تو بیم دهندهاى و هر قومى را هدایتگرى است» لذا رسول خدا صلىاللهعلیهوآله بیم دهنده و من هدایت كنندهام. سپس آیات بعد از آن را تلاوت فرمود: «خداوند آنچه را كه هر مادهاى بدان باردار مىشود و آنچه را رحمها كم یا افزون مىكنند مىداند و هر چیز نزد او مقدارمعینى دارد. او داناى نهان و آشكار و بزرگ و برتر است. چه پنهان سخن گوئید چه آشكار، و نیز مخفى شدگان در شب یا پیدایان در روز براى او یكسان است. فرشتگان مدام ازپیشرو و پشت سر به امر خدا آدمى را حفظ مىكنند

[
سلمان] گفت: آن حضرت دست خود را بر دست دیگرش زد و فرمود: حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله صاحب جمع شد و من صاحب نشر. حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله صاحب بهشت شد و من صاحب دوزخ كه به آن مىگویم این را بگیر و آن را رها كن
.
حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله صاحب «زلزله و لرزش» شد و من صاحب «ویرانى وغرش». منم صاحب لوح محفوظ و خداوند تمام علم آن را به من الهام فرمود
.
آرى اى سلمان و اى جندب! حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله «یس و القرآن الحكیم» و «ن و القلم» و «طه ما انزلنا علیك القرآن لتشقى» و صاحب دلالات و راهنمایىها

شد و من صاحب معجزات و نشانهها؛ و حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله آخرین پیامبر شد و من آخرین وصى (بلافصل پیامبران). منم «راه مستقیم» و منم آن «خبر بزرگى كه در آن اختلاف كردند» و كسى جز در ولایت من اختلاف نكرد. حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله صاحب دعوت شد و من صاحب شمشیر. حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله پیامبر مرسل شد و من صاحب امر پیامبر صلىاللهعلیهوآله . خداوند عزّوجلّ مىفرماید: «خداوند روح را به امر خود بر هر یك از بندگان خویش كه بخواهد مىفرستد» و او روح خداوند است. خداوند آن را جز به فرشته مقرّب یا پیامبرمرسل یا وصى برگزیده عطا نمىكند و نمىفرستد. خداوند به هر كه این روح راعطا فرماید او را از دیگر مردمان جدا و متمایز گردانیده و قدرت را به او واگذارمىنماید بگونهاى كه مرده را زنده كند و به آنچه شده و خواهد شد دانا شود. در یك چشم بر هم زدن از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق مىرود و به آنچه در دلها، آسمانها و زمین است آگاهى مىیابد.

اى سلمان و اى جندب! حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله «ذكر» شد كه خداوند عزّوجلّ در قرآن مىفرماید: «و هر آینه خداوند به سوى شما ذكر یعنى رسولش را فرستاد كه آیات الهى را بر شما بخواند» همانا به من علم منایا (مرگ و میرها) و بلاها وفصل الخطاب (حكم قاطع در داورى) عطا شده و علم قرآن و آنچه تا روز قیامت خواهد شد به من سپرده شده است. حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله حجّت خدا وبرهان را براى مردم اقامه نمود و من حجّت خداى عزّوجلّ شدم. خداوند درون من چیزهایى را به ودیعه نهاده كه براى احدى چه از اولین و آخرین، و چه از پیامبر مرسل و فرشته مقرّب قرار نداده است.



نگارش در تاریخ شنبه 19 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
درباره وبلاگ

دین اسلام بهترین دین وجامعترین دین هاست ودین رحمت و مهربانی است وپیامبر اسلام مهربانترین پیامبر عالم است وهرآنچه توصیه كرده اند از نظر لطف ورحمت بوده است پس دراین وبلاگ سعی شده مطالب مذهبی- اجتماعی، ارائه شود كه نظر مهربانان را به خود جلب كند
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
لوگوی دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


انعکاس بناب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

**************************************************** ********************************************** *********************



قالب وبلاگ