تبلیغات
مهربان - زندگی¬نامه شهید محمدرضا پوركیان
دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد،کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد،از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد.

نخستین فرمانده شهید سپاه در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس

سردار شهید محمدرضا پوركیان در سال 1338 در شهرستان آغاجاری- امیدیه در یك خانواده مذهبی، مقلد و پیرو حضرت امام (ره) بدنیا آمد. خانواده‌اش در شرایط خفقان ستمشاهی علی‌رغم این كه پیرو امام بودن یك جرم غیرقابل بخشش به حساب می‌آمد، از طرفداران سرسخت روحانیت بودند و همواره تحت مراقبت ویژه ساواك قرار داشتند. پدر و مادر شهید به انجام فرایض مذهبی سخت پایبند بودند و وجوهات شرعی خود را همیشه از طریق نمایندگان امام در قم و دیگر شهرستانها تقدیم می‌كردند. خانواده شهید پوركیان در منطقه شركت نفت آغاجاری امیدیه، جزء معدود خانواده‌های شركت نفتی كه دارای رساله عملیه حضرت امام (ره) بود، به شمار می‌آیند.

وی دوران كودكی را در بستری از عشق به امام خمینی(ره) و عمل به...

وی دوران كودكی را در بستری از عشق به امام خمینی(ره) و عمل به احكام نورانی اسلام سپری نمود. او در سال 1344 وارد دبستان ابن‌سینا (شهرستان امیدیه) گردید. دوران ابتدایی را با نمرات عالی سپری كرد. در این دوران كه فرآیند شكل‌گیری شخصیت مذهبی و اجتماعی اوست، موارد گفتنی زیادی وجود دارد از جمله آن كه قبل از رسیدن به سن تكلیف نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت.

در سن 7 سالگی در جلسات آموزش و فراگیری قرآن كریم با عشق و  علاقه وافر شركت می‌كرد و به حفظ و درك مفاهیم قرآن كریم سخت علاقه‌مند شد بطوریكه در فاصله کمی حافظ كل قرآن و بخش زیادی از نهج‌البلاغه گردید.

از جمله فعالیتهای شهید پوركیان در دوران نوجوانی‌اش می‌توان به فعال نمودن مسجد جامع امیدیه و دعوت روحانیون مبارز  ونیز تاسیس كتابخانه اسلامی در مسجد امیدیه اشاره كرد. همچنین وی با جذب جوانان به مسجد و تشكیل كلاسهای معارف اسلامی و قرآن كریم و ارتباط با علماء و مراجع قم، مشهد و تهران و آوردن كتب ممنوعه مذهبی (رساله حضرت امام، آثار شهید مطهری و ...)، به سازمان‌دهی جوانان مذهبی و پخش اعلامیه‌ها و نوشته‌ها و نوارهای حضرت امام (ره) در مدارس و بین مردم پرداخت.

انفاق و كمك مستمر به مستمندان را نیز فراموش نمی­کرد و معمولا ترجیح می‌داد لباس نو و غذای خود به دیگران بدهد و خود سخت‌ترین شرائط را تحمل نماید. خیلی از شبها در پوشش آدم ناشناس به مستمندان كمك می‌كرد. با بخشی از پول ماهیانه‌اش لباس و وسائل نوشت‌افزار تهیه می‌كرد و در اختیار همکلاسی های بی­سرپرست یا کم درآمد قرار می‌داد.

در سال 1354 پس از خواندن یك مقاله تند در مورد ماهیت رژیم و وابستگی او به آمریكای جنایتكار و جنایات او علیه مراجع و علماء و روشنفكران توسط وی، كلاس مدرسه تعطیل و مأمورین رژیم وارد مدرسه شدند، اما وی موفق به فرار گردید. او را تا منزل تعقیب كردند و به صورت غیر مترقبه وارد منزل شدند، اما پس از بازجویی و آزار اهل منزل و بازرسی تمام وسائل او را نیافتند. لذا پدر و مادر او را تحت فشار قرار دادند كه تمامی كتب حضرت امام (ره) شهید مطهری، دكتر شریعتی به آنان تحویل دهند (گویا در همان روز گزارش ورود تعدادی كتاب شهید مطهری و دكتر شریعتی به ساواك اعلام شده بود) و خوشبختانه موفق به كشف مدارك و كتابی نشدند. بعداً معلوم شد كه كتابهائی كه ساواك بدنبال آنها بود را محمدرضا در باغچه منزل در زیر خاك مدفون كرده است. وی در این دبیرستان چندین بار توسط ساواك به جرم اقدام علیه امنیت كشور در مناطق نفت‌خیز دستگیر، بازداشت و شكنجه گردید. ولی با وساطت یكی از آشنایان اداره شهربانی به نام سرگرد كیانی از زندان ساواك آزاد شد. گفتنی است كه اگر وساطت این  افسر خیرخواه نبود، اعدام شهید پوركیان بدون شك قطعی بود. او در همین مقطع به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیوست و با نام مستعار «رضا احمدآبادی» دیپلم ریاضی را در اهواز گرفت و در كنكور سراسری شركت كرد و در چند رشته دانشگاهی خارج ازکشور قبول گردید ولی رشته مهندسی عمران دانشگاه شهید چمران را انتخاب نمود. به فعالیتها و مبارزات اسلامی و انقلابی خود ادامه داد و در دانشگاه به كمك عده‌ای از  همرزمانش مانند «مرحوم ناصر میرعلایی» دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه اهواز و سردار شهید «حمید معینیان» و دیگر پاسداران تشكل دانشجویی را سازمان داد كه بعداً عده‌ای از این افراد عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اهواز شدند. وی رهبری عملیات گروه مجاهدین انقلاب اسلامی كه در آن زمان در استان خوزستان به شاخه‌های مختلفی تقسیم می‌شد به عهده گرفت و فعالیتهای انقلابی از قبیل اعتصاباتی كه در سطوح ادارات بخصوص در شركت نفت به راه می‌افتاد و راه‌پیمایی­هایی كه به صورت سازمان یافته اجرا می‌شد و نیز ترورهایی كه از مركزیت سازمان طراحی می‌گردید را هدایت و رهبری می‌كرد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در كنار «سرلشكر محسن رضایی» و «دریادار شمخانی» و دیگر دوستانش پایه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان خوزستان را شكل دادند. شهید پوركیان به سمت مسئول ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران در اهواز منصوب گردید و برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان رامهرمز و تاسیس سپاه پاسداران به رامهرمز رفت و با حفظ سمت فرماندهی سپاه پاسداران رامهرمز را نیز به عهده گرفت و اقدامات مهمی كه در این دوره كوتاه تا شروع جنگ تحمیلی انجام داد، از جمله :

- تشكیل هسته‌های مقاومت بسیج برادران و خواهران

- شناسایی و اخراج عناصر نفوذی گروهك نفاق و چپ

- دستگیری و سركوب عناصر وابسته به رژیم ستمشاهی كه درصدد ایجاد ناامنی و بمب‌گذاری بودند

- خنثی كردن «كودتای اهواز»

- مبارزه با گروههای منافق و خلق عرب و تجزیه طلبان

- سركوب خوانین عشایری كه به مردم آن مرز و بوم ظلم و روا می داشتند

-  ایجاد زمینه رشد و هدایت زندانیان منطقه

با آغاز جنگ به جبهه سوسنگرد رفت و پیوسته تاكید می‌كرد حق بر باطل و خون بر شمشیر پیروز است. سوسنگرد كاملاً در محاصره دشمن بعثی بود، او در رزمندگان روحیه دشمن ستیزی وصف ناپذیری ایجاد كرده بود و ضرباتی با عملیات شبانه و غافلگیر كننده بر پیكر دشمن وارد می‌ساخت و رعب و وحشتی دشمن را فراگرفته بود كه از پیشروی به سمت شهر سوسنگرد منصرف گردید.

كمی قبل از شهادتش، شهادت خود را به برادرش كیوان و شهید معینیان بشارت داده بود. قبل از حمله و آخرین عملیات علیه مزدوران عراقی «تابوت» خود را برای بچه‌ها مشخص كرد (در همان تابوت هم تشییع شد).

با شرکت در نبرد سوسنگرد پس از دریافت دستور عقب نشینی، او توانست دشمن را سرگرم كند و بیش از 40 نفر از رزمندگان سپاه كه در محاصره دشمن بودند را نجات دهد. او در لحظه‌ای كه دوستانش از محاصره خارج شدند خود با سلاح بدون گلوله در چنگ دشمن قرار گرفت و نیروهای عراقی او را در محاصره قرار دادند و از همه جهت او را زیر رگبار قرار دادند. او در حالی كه فرازهایی از زیارت عاشورا را بر لب داشت به دیدار معشوق ازلی‌اش شتافت.

گفتنی است شهید پوركیان اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران انقلاب در دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است  که در تاریخ 23/7/59 در شهر سوسنگرد به آسمان پرکشید.

 

خاطرات شهید پوركیان از زبان برادر شهید:

شهید پورکیان در خانواده معمولی و مذهبی در سال 1338 متولد شد. پدر و مادرش در دوره‌ای كه فساد و تباهی رو به گسترش بود، به گونه­ای پای­بند به مذهب  بوده‌اند كه محمدرضا را آنچنان پروردند كه در نوجوانی حافظ كل قرآن كریم و عامل به فرامین مولای متقیان علی(ع) در نهج‌البلاغه شد.

محمدرضا در دوره رژیم ستمشاهی، در زمان اوج فساد و تباهی اخلاقی رژیم پهلوی مسئول كتابخانه مسجد جامع امیدیه آغاجاری بوده و با جذب و هدایت همسالان خویش و تأسیس كلاسهای قرآن در ایام تابستان رونق خاصی به مسجد منطقه بخشیده و در كنار حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین مرحوم سیدمحمد‌آل علی (رضی‌ا... عنه) به صف مبارزان علیه طاغوت و رژیم ستمشاهی پرداخت. در همان دوران با حضرت امام آشنا شد و رساله ایشان را به منزل آورده و مقلد حضرت امام شد.

در دوره دبیرستان اقدامات موثری در تشویق نوجوانان و جوانان به مطالعه كتب مذهبی از جمله كتب مرحوم علی شریعتی به نامهای مزینانی و علی سبزواری كه در تهران و قم مخفیانه چاپ و منتشر می‌شد، انجام داد.

مسجد خانه اول او محسوب می‌گردید. وی در همان دوره نوجوانی خدمتگذار مسجد بود و تا پاسی از شب به خادمین مسجد كمك می­کرد.

بسیار كم خواب و پرتلاش بود، حتی در گرمای طاقت فرسای آغاجاری بعد از تعطیلی كلاسهای درس كارگری می‌نمود و از مختصر درآمد خویش برای فقرا و مساكین، هزینه می‌نمود.

آنچنان پایبند به اخلاق اسلام بود كه هر ناظری را مجذوب خویش می‌نمود و باعث جذب بسیاری افراد لاابالی به صراط حق و حقیقت و زندگی سالم و عاری از فساد شد.

شهید پوركیان قبل از پیروزی انقلاب با ورود به تشكیلات موحدین و منصورون (مجاهدین انقلاب اسلامی) با انجام سفرهای متعدد به تهران و قم در محضر علمای مبارز و  انتقال كتب و نشریات و نوارهای مذهبی به منطقه، عامل رشد آگاهی و اصلاح جوانان و نوجوانان در منطقه آغاجاری، امیدیه و اهواز بود.

بعدها توسط ساواك تحت تعقیب قرار گرفت و فاز دیگری از زندگی مبارزاتی‌اش رقم خورد. در ماه محرم حال و اوضاع روحی دیگری داشت، محزون بود و در عزای مولایش حسین (ع) اشك می‌ریخت.

نسبت به حدود الهی متعصب بود و اجرای دستورات الهی را با جدیت گوشزد می‌نمود. مطالعات وسیعی داشت و بر  احكام اسلام بسیار مسلط بود. قبل از انقلاب اجازه خرید تلویزیون به كسی نداد و بعدها كه خواستند مثل دیگران تلویزیون داشته باشند فقط برای گوش دادن اخبار رضایت داد.

استعداد فوق‌العاده‌ای داشت و پس از دیپلم در هشت دانشگاه معتبر ایران و خارج از کشور قبول شد و سرانجام رشته مهندسی عمران دانشگاه اهواز را برگزید.

پایه‌گذاران و معماران اصلی سپاه خوزستان شهید حسین علم‌الهدی، شهید گندمكار، شهید غیوراصلی، شهید معینیان، شهید جواد داغری، شهید فرامرز افتخار و... بودند كه همه آنها از دوستان نزدیک شهید پوركیان بودند.

در دوره كوتاهی پس از پیروزی انقلاب نقش مهمی در مبارزه با عناصر گروهك­های ضد انقلاب و خلق عرب در اوج بحبوحه و اخلال در خوزستان داشت كه در سپاه پاسداران مضبوط است.

گفتنی است كه شهید پوركیان شبانه‌روزی در سپاه خدمت می‌كرد، شاید هر چند ماهی یكبار آن­هم حدوداً نیم ساعت به خانواده سر می­زد. در متن وصیت‌نامه‌اش نیز به همین دلیل از مادرش طلب بخشش نموده است.

زندگی‌اش وقف خدمت بود. نماز شب و تهجد او از دوره نوجوانی آغاز شده بود. نمازهایش بسیار طولانی و با تأنّی بود. اگر مثلا حین نماز كسی با او حرف می­زد، دوباره اعاده می‌نمود. با حضور قلب عبادت می­کرد.

امر به معروف و نهی از منکر را جدی می­گرفت و در برخورد با جوانان و نوجوانان آنها را هدایت و به اسلام ناب دعوت می نمود. پیوسته خواهر و برادران را به انجام اعمال صالح تشویق می‌نمود و متذكر مرگ و عالم بقاء و فانی بودن  این دنیا می‌شد.

وی اولین فرمانده شهید سپاه در جنگ تحمیلی است و نحوه شهادتش شاید منحصر به فرد باشد. ایشان در محاصره سوسنگرد لحظه‌ای حاضر به عقب نشینی نبودند و با دستور عقب‌نشینی به سایر برادران پاسدار كه 25 متر با تانك‌ها فاصله داشته‌اند باعث نجات آنان می‌شود. وقتی كه فشنگ‌هایش تمام می‌شود با دو نارنجكِ خود، یك تانك دیگر دشمن را منهدم و خودش هم از ناحیه پیشانی تیر می‌خورد و به شهادت می رسد.

راهش پررهرو و یادش گرامی باد.



نگارش در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
درباره وبلاگ

دین اسلام بهترین دین وجامعترین دین هاست ودین رحمت و مهربانی است وپیامبر اسلام مهربانترین پیامبر عالم است وهرآنچه توصیه كرده اند از نظر لطف ورحمت بوده است پس دراین وبلاگ سعی شده مطالب مذهبی- اجتماعی، ارائه شود كه نظر مهربانان را به خود جلب كند
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
لوگوی دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


انعکاس بناب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

**************************************************** ********************************************** *********************



قالب وبلاگ