دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد،کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد،از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد.

آغاز فصل عبادت ونوشیدن از نهر گوارای رجب مبارک

چه باشم وچه نباشم بهار در راه است    

                                               بهار هم نفس ذوالفقار در راه است

نگاه منتظران عاشقانه می خواند

                                                 كه آفتاب شب انتظار در راه است



نگارش در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله پیامبر مرسل شد و من صاحب امر پیامبر صلىاللهعلیهوآله . خداوند عزّوجلّ مىفرماید: «خداوند روح را به امر خود بر هر یك از بندگان خویش كه بخواهد مىفرستد» و او روح خداوند است. خداوند آن را جز به فرشته مقرّب یا پیامبرمرسل یا وصى برگزیده عطا نمىكند و نمىفرستد. خداوند به هر كه این روح راعطا فرماید او را از دیگر مردمان جدا و متمایز گردانیده و قدرت را به او واگذارمىنماید بگونهاى كه مرده را زنده كند و به آنچه شده و خواهد شد دانا شود. در یك چشم بر هم زدن از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق مىرود و به آنچه در دلها، آسمانها و زمین است آگاهى مىیابد.

اى سلمان و اى جندب! حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله «ذكر» شد كه خداوند عزّوجلّ در قرآن مىفرماید: «و هر آینه خداوند به سوى شما ذكر یعنى رسولش را فرستاد كه آیات الهى را بر شما بخواند» همانا به من علم منایا (مرگ و میرها) و بلاها وفصل الخطاب (حكم قاطع در داورى) عطا شده و علم قرآن و آنچه تا روز قیامت خواهد شد به من سپرده شده است. حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله حجّت خدا وبرهان را براى مردم اقامه نمود و من حجّت خداى عزّوجلّ شدم. خداوند درون من چیزهایى را به ودیعه نهاده كه براى احدى چه از اولین و آخرین، و چه از پیامبر مرسل و فرشته مقرّب قرار نداده است. اى سلمان و اى جندب! گفتند: بلى، اى امیرمؤمنان علیهالسلام . فرمود: من آن كسى هستم كه به اذن پروردگارم نوح را در كشتى سوار كردم [و او را از غرق شدن نجات دادم] . من آن كسى هستم كه به اذن پروردگارم، یونس را از شكم ماهى بیرون آوردم. من آن كسى هستم كه به فرمان پروردگارم، موسىبن عمران را ازدریا عبور دادم. من آن كسى هستم كه به اذن پروردگار ابراهیم را،از آتش بیرون آوردم. من آن كسى هستم كه به اذن پروردگارم زمین را گسترانیده ورودخانههاى آن را جارى ساخته و چشمههایش را گشوده و درختهاى آن را كاشتم. منم عذاب روز «ظلّه« منم آن ندا كننده از جاى نزدیك كه ثقلان (جنّ وانس) آن را شنیدند و گروهى آن را فهمیدند. من آن كسى هستم كه هر روز صداى جبّاران و منافقان را به زبان خودشان مىشنوم، منم خضر داناى موسى و منم آموزگار سلیمان پسر داود، منم ذوالقرنین و منم قدرت خداى عزّوجلّ.
اى سلمان و اى جندب! من محمّدم و او من است. من از محمّدم و محمّد از من است. خداى تعالى مىفرماید: «دو دریا را به هم آمیخت و میان آن دوبرزخ و فاصلهاى است كه به حدود یكدیگر تجاوز نمىكنند».



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
نگارش در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net
تولد انسان روشن شدن کبریتی است


و مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟!
گرما بخشیدی...؟!
یا سوزاندی...؟!



نگارش در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

نخستین فرمانده شهید سپاه در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس

سردار شهید محمدرضا پوركیان در سال 1338 در شهرستان آغاجاری- امیدیه در یك خانواده مذهبی، مقلد و پیرو حضرت امام (ره) بدنیا آمد. خانواده‌اش در شرایط خفقان ستمشاهی علی‌رغم این كه پیرو امام بودن یك جرم غیرقابل بخشش به حساب می‌آمد، از طرفداران سرسخت روحانیت بودند و همواره تحت مراقبت ویژه ساواك قرار داشتند. پدر و مادر شهید به انجام فرایض مذهبی سخت پایبند بودند و وجوهات شرعی خود را همیشه از طریق نمایندگان امام در قم و دیگر شهرستانها تقدیم می‌كردند. خانواده شهید پوركیان در منطقه شركت نفت آغاجاری امیدیه، جزء معدود خانواده‌های شركت نفتی كه دارای رساله عملیه حضرت امام (ره) بود، به شمار می‌آیند.

وی دوران كودكی را در بستری از عشق به امام خمینی(ره) و عمل به...

ادامه مطلب
نگارش در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط rahimeh | نظرات ()


 

بیا نگر به نگاری که می رود از دست / ز کوچه های مدینه که می رود از دست؟
صــدای ناله میـــاید ز آسـمان ولیــک / بیا ببین نوع بشر را که می رود از دست

زداغ آتـــش درب خانـــــه ات مادر / بسوخت قلب و وجودم، که می رود از دست
هزار بار گفتــــــــه ام و باز می گویـــــم / دلم اگر نسوزد ازاین داغ ، که می رود از دست!


نگارش در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
پروژه جنگ عراق توسط سه نفر از یهودیان معروف آمریكایی به نام های ریچارد پرل مشاور وزیر دفاع كه چند ماه پیش به دلایل مالی از پست خود استعفا داده است، پل وولفووتیز و نیز داگلاس فیث پیش برده شد. این افراد، اهداف جنگ را ترسیم كردند و نقش عمده ای در تحریك كاخ سفید برای حمله به عراق ایفا كردند.
روزنامه السفیر در مقاله ای تحلیلی و تحقیقی اسناد و مدارك تأثیر اسرائیل بر تصمیم آمریكا در حمله به عراق را بررسی كرده است. بر اساس تحلیل این روزنامه صحنه گردانان اصلی جنگ عراق در هیأت حاكمه آمریكا، یهودیان نزدیك به جناح های تندرو اسرائیلی بوده اند كه به قصد ایجاد امنیت و تأمین منابع اقتصادی اسرائیل این جنگ را راه انداخته اند. متن این مقاله به شرح در ادامه مطلب آورده شده است:



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد


شعر از زنده یاد سهراب سپهری




طبقه بندی: شعر، 
نگارش در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

دهه٬ این دیگه کیه؟

_هیس ٬هیچی نگو فرمانده گردان آوردتش٬ ازمشهد دستشو گرفته همینجوری آوردش.

_بابا این سوسوله روبرای چی آورده؟!نگا یه صلیب طلایی هم گردنشه!

_آره آخه مسیحی است.اسمش هم فریک....هست.

_عجب آخه چه جوری جور شده؟!

_هیچی بابا این یارو روزهای اول جنگ بافرمانده گردان همین جوری میان یه ده روزی میان منطقه ومیرن.فریک میخواسته جنس ازاهوازبخره٬ شنیده اهواز جنسا ارزونه.حالا هم اومده نه پرونده ای نه اعزامی!

روزها می گذشت فریک با هیچ کس حرف نمی زد. روی تختش توی آسایشگاه می نشست زل میزد به بچه ها٬به نماز جماعت خوند نشون به سینه زنیها شون٬به نماز شباشون به  صمیمیتشون وخلاصه به همه چیزشون.یواش یواش صلیبشو برداشت.دیگه میومدوضو میگرفت وامیستاد تو صف .  درددلاشم با محسن می گفت.حسابی محسنو گرفته بود سرکار ٬محسنم سنگ تموم گذاشت٬ صبح تاشب باهاش بودحالا دیگه برا خودش قبر هم داشت!اسمشو گذاشت مجتبی!از وقتی مداح روضه تشیع جنازه امام مجتبی(ع) راخوانده بود اسمشو عوض کرد٬می گفت:تشیع جنازه من هم اینطوری می شه٬خانواده فاسد ضدانقلابم٬ تابوتمو با تیرمیزنن٬ایناروتوی راه واسه محسن گفته بود.

کربلای 8بود اومدن سرشماری:

انجوی:حاضر٬محسن :حاضر  مجتبی:...تاگفت مجتبی همه نگاها رفت طرف محسن٬آخه با هم بودن٬سرشو انداخت پایین٬آروم گفت:اولش تیر خورد نیومد عقب!بعدم ترکش خورد بازم نیومد عقب٬ آخرشم رفت رومین وخلاصه چیزی ازش باقی نموند!!پودر شد!.. دیگه مجتبی غصه تابوتشو نمیخوره.هم روحش پرید هم جسمش!

 فریک شد مجتبی... واینجاست دانشگاه وا قعی!!

   لخته های دل_دفترسوم



نگارش در تاریخ یکشنبه 20 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
چاههایى كه وانهاده شد و چه قصرهاى رفیع كه بىصاحب ماند» مراد ازقصر، حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله و مقصود از چاه آب متروك، ولایت من است. آن را وانهاده و انكار نمودند. هر كه به ولایت من اقرار ننماید، اقرار او به نبوت حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله نفعى برایش نخواهد بخشید؛ چرا كه آن دو مقرون یكدیگرند به خاطر این كه پیامبر صلىاللهعلیهوآله ، پیامبر مرسل و پیشواى خلق بوده و پس از او على علیهالسلام امام و پیشواى خلق و وصىّ حضرت محمّد صلىاللهعلیهوآله است؛ همان گونه كه رسول خدا صلىاللهعلیهوآله فرمود: «تو نسبت به من، به منزلههارون نسبت به موسى هستى، جز اینكه بعد از من پیامبرى نخواهد بود». اوّلین ما محمّد صلىاللهعلیهوآله ،میان ما محمّد و آخرین ما محمّد است. پس كسى كه معرفتش به من، كامل باشد، او بر دین درست و استوار الهى قرار دارد، كه مىفرماید: «این است آئین راستین» و به زودى به یارى و توفیق الهى، این حقیقت را براى شما روشن خواهم ساخت.
اى سلمان و اى جندب! عرضه داشتند:...

ادامه مطلب
نگارش در تاریخ شنبه 19 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

 تحمید

                         

وقتی درصف آدم آدمهای دنیاجانگرفتم آمدم سراغ تو.سالهاست شماره ات رو میگیرم همیشه آزاده امابرنمی داری.برایت نامه مینویسم بخوانی:

به نام توکه بخشنده ای ومهربانتر ازتو نیست.همه برای توست که پروردگارعالمی.

باورکن تمام سعیم این است که فقط توبپرستم.

وقتی یک روز بارانی عقلم سرجا آمدفهمیدم باید از تویاری بجویم.فقط!

می خواهم التماست کنم تاجواب بدهی صراط راست ومستقیم کدام است.

صراط آدم ها.بنده های شاکروبامعرفت.

یک جایی درجهت خلاف راه غضب شده هاوگمراهها.

حالا بااین اوصاف دلت می آید مرا رها کنی به حال خودم؟!

انرژی ام جوانی ام تباه می شودبرای غیر تو...

در حالیکه نیت کرده ام بنده تو باشم.

باگوشه نگاهی کن فیکون میکنی!مرامتحول کن...

هرروز هر دقیقه  هرنفس.

                    منتظر جوابت هستم بازهم برایت نامه می نویسم...

                                                                              بنده ات.



نگارش در تاریخ سه شنبه 15 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

بسم الله اللطیف
فرازی از وصیت نامه شهید مهدی رجب بیگی
قرآن بخوا
ن!      
آن گاه كه درون خویش را از خود تهی یافتی و بیرون خویش را خالی ازخدا   

قرآن بخوان !

آن گاه كه عقلت احساست را به بند كشید و فكرت

عشقت را ،

  و قوه ی پیوستن به یزدان با نیروی عرفان را از دست دادی...


قرآن بخوان!


آن گاه كه در كوچه باغ های یاس ، حیران و سرگردان ، نامید و پریشان در جستجوی قطره ای آب،كشتزار خشك و قحطی زده ی اندیشه ات را تسلی می دهی ، ازدریای بی كران امید لختی برگیر و
قرآن بخوان!


آن گاه كه غرور ،وجودت را گرفت و تفاخر شعورت را ، و لذت خویش را عزت و نخوت خویش را همت یافتی...

قرآن بخوان!

آن گاه كه مرگ خود را دور دیدی ، و حیات خویش راجاوید یافتی و دنیا و آخرت را جدا از هم...
 قرآن بخوان!

آن گاه كه نسیان گریبانت را گرفت و عصیان دامانت را...


قرآن بخوان!


آن گاه كه از درستی گسستی ، و بر مركب سستی نشستی ، و به پستی پیوستی ... درمنجلاب تباهی ،رهایی را خواستی...

! قرآن بخوان

آن گاه كه نهایت سعادت را ، بودن وشهادت را نهایت حیات پنداشتی...



قرآن بخوان!

آن گاه كه گذشته را «حسرت» و حال را «عسرت» و آینده را «حیرت» احساس كردی ، شب قدر را به خاطر آور و...


قرآن بخوان!


آن گاه كه در دل سیاه شب و در اعماق تاریك ظلمات ، و در جستجوی «نور» و «روشنی» ره می پویی ودر آرزوی صبح و سپیدی ، افق را به امید نظاره «فلق» می نگری ، تا شاید «طلوع فجر» را در نیمه تماشا كنی ، قرآن را بازكن تا در فلق اندیشه ات،شفق را دریابی و آن گاه... قرآن بخوان!...



طبقه بندی: خاطرات جنگ وشهادت، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

دکتر محمود بروجردی: من بارها ناظر وضو گرفتن امام بوده‏ام و دیده‏ام که

ایشان در فاصله به جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را می‏بستند و در موقع

لازم دوباره باز می‏کردند تا مبادا آب اضافی از شیر خارج شود.

اسراف از گناهان كبیره است.

بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد. اعراف31

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

انسان مؤمن اسراف و زیاده روى نمى كند بلكه میانه روى را پیشه خود مى سازد.

مجموعة الاخبار، الباب 30، حدیث 1

 




طبقه بندی: حدیث، 
نگارش در تاریخ شنبه 5 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

نوروز

نوروز روز نو، روز تازه و روز جدیدى است اول فروردین، روز نو سال جدید آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جدید كه طراوت طبیعت آن را ترو تازه ساخته تبدیل مى گردد. این روز براى بسیارى از ملتها روز عید محسوب مى شود. عید به معنى بازگشت است كه از ریشه «عود» گرفته شده است.

عید یكى از بزرگترین و مهیج ترین مظاهر حیات اجتماعى یك ملت است.  



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

کاریکاتور سیاسی جنگ لفظی بین کودک اسرائیلی و فلسطینی برنده جایزه بهترین

کاریکاتور در "آمریکا"

کودک اسرائیلی : پدر من به من گفته شما شرور، تروریست و حیوان صفت هستید.

 کودک فلسطینی : ولی پدر من چیزی بهم نگفته. آخه پدر تو اون رو کشته.

 

 



نگارش در تاریخ شنبه 13 اسفند 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
نگارش در تاریخ پنجشنبه 11 اسفند 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از مسئولان نظام، قشرهای مختلف مردم و همچنین میهمانان شرکت کننده در بیست و پنجمین کنفرانس وحدت اسلامی و سفرای کشورهای اسلامیهمزمان با هفدهم ربیع‌الاول و خجسته سالروز میلاد پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این روز را بزرگترین عید بشریت در طول تاریخ خواندند و تأکید کردند: تنها راه رسیدن امت اسلامی به عزت، مجد و عظمت واقعی و سعادت معنوی و مادی، درس گرفتن از ابعاد وجودی و شخصیت عظیم پیامبر اسلام (ص) است.

ایشان پیامبر گرامی اسلام (ص) را مظهر علم، امانت، عدالت، اخلاق حسنه، رحمت و اطمینان به وعده‌های الهی دانستند و افزودند: بشریت در طول تاریخ و با وجود همه پیشرفت‌های مادی و تغییرات در زندگی، همواره به دنبال این صفات و ارزش‌های متعالی بوده است و در این میان، امت اسلامی امروز بیش از دیگران نیازمند این خصوصیات والاست.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم رفتار برادرانه و صبر و گذشت نسبت به یکدیگر در میان مسلمانان، خاطرنشان کردند: یکی دیگر از نیازهای امروز امت اسلامی، وثوق به وعده‌های الهی است زیرا خداوند وعده کرده است که نتیجه مجاهدت و تلاش و ایستادگی در مقابل فشارها و همچنین تسلیم نشدن در مقابل شهوات دنیایی و مال و مقام، رسیدن به هدف و مقصود است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به تقارن سالروز میلاد پیامبر اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، افزودند: این انقلاب یکی از ثمرات حرکت عظیم پیامبر اسلام (ص)، در تاریخ است و انقلاب اسلامی در واقع، یک ولادت جدید برای اسلام بود



نگارش در تاریخ جمعه 21 بهمن 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

سپاس خدایی را که محمد را آفرید؛ در آسمان‌ها به احمد معروف کرد و در زمین ابوالقاسمش خواند و از انوار قدسیش 14 نور مطهر به آن جسم پاک تابانید.

17 ربیع‌الاول روز تولد ستاره‌ای است که خورشید در مقابل او خود را ناچیز می‌پندارد.

 

در قرنی که سراسر جهل و آزمندی و تعصب بود، در شبی که تمام فرشتگان روی زمین کنار بستر آمنه گرد آمده بودند، همزمان با صدای سکوت چلچله‌ها، خورشید از دامن پاک حقیقت متولد شد.

آن‌دم بود که خداوند خودش را تحسین کرد، «فتبارک‌الله احسن الخالقین» و جبرئیل از شادی بال‌هایش را بر دامن موج‌ها می‌سائید. زمین نمی‌دانست چه جامه‌ای برای شادباش بر تن کند و آسمان به مشعل عشق منور و تابناک شد.

محمد متولد شد و زمین بار دیگر به روییدن بذرهای راستی و تابش نور حکمت امیدوار شد. محمد به دنیا آمد و تمام کبوتران بال‌های خود را برای افق‌های بازتری گشودند.

اندیشه‌های خواب از پستوی دالان فکرها بیرون آمد و بشر رویایی نو به نگاه آسمان دوخت.

روح خدا گویی بار دیگر به کالبد انسان بازگشت و آن زمان بود که بلبلی بر فراز آتشفشان فروزان نغمه‌ای سر کرد و صدا زد هر چه گل عاشقی بر درخت انسانیت روئیده را تا باز هزاران را منتظر باشند پس از روئیت هلال ماه ربیع.

گورستان سکوت مردمان را سوسن‌های عاشق پر از عطر و رنگ زیبایی کرد و ندایی از زمین به آسمان برخواست. سپاس خدایی را که پرنده را به فیل پیروز کرد و در همان سال با گریه نوزادی دیوارهای شکوه عنانیت را شکافت.

سپاس خدایی را که محمد را آفرید؛ در آسمان‌ها به احمد معروف کرد و در زمین ابوالقاسمش خواند و از انوار قدسیش 14 نور مطهر به آن جسم پاک تابانید.

دیده قدسیان امشب نظاره‌گر کودکی است که خاک رهش توتیای چشم پیامبران است و گیسوی مشکین شب پرتویی از تلالو دیبای معراجی‌اش.

ای سبب آفرینش! به‌راستی که تو پدر یتیمان هستی، پس یتیم‌ترین سائل کوی بیداری را از عمیق‌ترن کابوس‌های نفس بیدار کن و به گوشه چشمی مقیم حرم لطف خود بدار...

   قسمتی از یادداشت: زینب آخوندی برای دیدن متن كاملاینجا كلیك كنید



نگارش در تاریخ جمعه 21 بهمن 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند: ما نمی‌گوییم که ملت ایران، تحولات اخیر منطقه را بوجود آورده است اما نادیده گرفتن تأثیر بیداری ملت بزرگ ایران در بیداری اسلامی منطقه نیز منطقی نیست.

رهبر انقلاب اسلامی حرکت بیداری اسلامی در منطقه را نشانگر حقانیت جمهوری اسلامی ایران و پیشرفت حرکت نظام اسلامی دانستند و تأکید کردند: امروز شعارهای ملت ایران در سراسر منطقه فراگیر شده و کشورهایی که دنباله رو جبهه استکبار بودند، اکنون در کنار ملت ایران هستند و اهداف و شعارهای آنان را پیگیری می کنند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: تحولات اخیر منطقه نشان می دهد که ملت ایران توانسته است در طول سه دهه، برای خود، یاوران، همراهان و همگامانی پیدا کند

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته اسلام در کنار معنویت، به تأمین نیازهای مادی بشر در حد اعتدال نیز توجه ویژه دارد.

در 22 بهمن امسال نیز به توفیق الهی و با هدایت خداوند متعال، همه خواهند دید که مردم ایران چگونه به میدان خواهند آمد.

فرمانده معظم کل قوا در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش20/11/90



نگارش در تاریخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

با خامنه ای کسی نگردد گمراه ،

                        اودرشب فتنه میدرخشدچون ماه،                         

درهرنفسم برای اومیخوانم،

لاحول ولا قوة الا بالله



نگارش در تاریخ یکشنبه 9 بهمن 1390 توسط rahimeh | نظرات ()







 *مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس
پوشید و راهی خانه خدا شد.*
 *در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک
کرد و به خانه برگشت.*
 *مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در
همان نقطه مجدداً زمین خورد!*
*او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.*
*در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما*
*در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم
راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان*
*تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد
رسیدند، مرد اول از مرد چراغ*
*بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از
رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.*
*مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او*
*نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.*
*مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:*
*((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما
شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را*
*تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من
برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم*
*و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد
برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد*
*خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما
بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را*
*خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن
ساختم.*




طبقه بندی: داستانک، 
نگارش در تاریخ شنبه 1 بهمن 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
 
 
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.


نگارش در تاریخ جمعه 30 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شودكه شكارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است.
و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.




نگارش در تاریخ چهارشنبه 28 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()


‫امام علی (ع) : خداوند چهار چیز را در چهار چیز مخفی نموده:
- رضای خود را در طاعت ها؛ پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضای خدا باشد.
- غضبش را در گناهان؛ پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد.
- استجاب خود را در دعاها؛ پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب
باشد.
ولی و دوست خود را درمیان بندگانش؛ پس به هیچ بندۀ مؤمنی بی اعتنایی نکنید شاید او ولی خدا باشد، و شما نشناسیدش
. تحف العقول صفحۀ 182




طبقه بندی: حدیث، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم  فرمودند:
كسى كه پنج وقت نماز را حفظ كند و آن را در اول وقت، صحیح (با ركوع و سجود كامل)  انجام دهد، خداوند پانزده خصلت به او عطا مى كند:
سه خصلت در دنیا،
 ۱- عمرش طولانى مى گردد.
2- مالش فراوان و اهلش زیاد و با بركت مى شود.
3- در دنیا زندگى راحتى خواهد داشت. 
سه خصلت هنگام مرگ،
1- ترس او را تبدیل به امنیت مى كند.
2- فزع او را بدل به آسایش مى نماید.
3- او را بشارت به داخل شدن در بهشت مى دهد.
سه خصلت در قبر،
1- سؤال نكیر و منكر را بر او آسان مى كند.
2- قبر او پهن و با وسعت مى شود.
3- درى از درهاى بهشت از بالاى سرش به سوى او باز مى شود.
سه خصلت وقتى كه محشور مى شود،
1- از قبرش خارج مى شود، در حالى كه صورتش مانند ماه شب چهارده مى درخشد.
2- نامه عملش را به دست راستش مى دهند.
3- حساب او را آسان و كوتاه مى كنند.
سه خصلت نزد پل صراط.
1- خداوند هنگام عبور از پل صراط از او راضى است .
2- از جانب خداوند به او سلام گفته مى شود.
3-  خدا به سوى او نظر رحمت مى كند، در حالى كه صورتش نورانى است .




نگارش در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
واقعه عاشورا که «واقعه طف» نام دارد، دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری رخ داد. عکس زیر، قدیمی ترین تابلوی موجود است که تصویر چگونگی چینش احتمالی سپاه حسین ابن علی در برابر سپاه یزید در میدان نبرد را به نمایش در آورده است. 



http://www.leader-khamenei.net/image/mazhabi/tablo.JPG


نگارش در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()


گویند وقتی ظهور می كنی دین جدید می آوری
از خدا می خواهم اگر زنده بودم آنقدر جاهل و متعصب نباشم كه به خاطر دین ناراست خودم تو را باور نكنم.

از دست غیبت تو شكایت نمی كنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
حافظ شكایت از غم هجران چه می كنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور



مرحوم سید عبدالكریم ( رحمه الله ) پیرمرد كفاش معاصری بود كه در تهران زندگی می كرد. اكثر علمای اهل معنی معتقد بودند كه حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه ) گاهی به مغازه كوچك كفاشی او تشریف می برند و با او می نشینند و هم صحبت می شوند.
لذا بعضی از آنها به امید آنكه زمان تشریف فرمائی حضرت ولی عصر (ع) را درك كنند ساعتها در مغازه او می نشستند و انتظار ملاقات حضرت را می كشیدند و شاید بعضی ها هم بالاخره به خدمتش مشرف می شدند.
مرحوم سید عبدالكریم اهل دنیا نبود حتی خانه مسكونی نداشت و تنها راه درآمدش كفاشی و پینه دوزی بود.


روزی حضرت به حجره كفاشی سید عبدالكریم تشریف آوردند در حالی كه او مشغول كفاشی بود پس از دقایقی حضرت فرمودند : سید عبدالكریم كفش من نیاز به تعمیر دارد برایم پینه می زنی ؟
سید عرض كرد: آقا جان به صاحب این كفش كه مشغول تعمیر آن هستم قول داده ام كفش را برایش حاضر كنم البته اگر شما امر بفرمائید چون امر شما از هر امری واجب تر است آن را كنار می گذارم و كفش شما را تعمیر می كنم .
حضرت چیزی نفرمودند و سید مشغول كارش شد.
پس از دقایقی مجددا حضرت فرمودند: سید عبدالكریم ! كفش من نیاز به تعمیر دارد برایم پینه می زنی ؟ سید كفشی را كه در دست داشت كنار گذاشت بلند شد و دستانش را دور كمر حضرت حلقه زدو به مزاح گفت : اگر یك باردیگر بفرمائید كفش مرا پینه می زنی ؟ داد و فریاد می كنم كه ای مردم آن امام زمانی كه دنبالش می گردید پیش من است بیایید زیارتش كنید!
حضرت لبخند زدند و فرمودند : خواستیم امتحانت كنیم تا معلوم شود نسبت به قولی كه داده ای چقدر مقید هستی.بدان كه ما شما را برای خودمان نمی‌خواهیم بلكه شما را برای خدا می‌خواهیم هر اندازه شما بندگی كنید ما شما را بیشتر دوست داریم. سیّد عبدالكریم اگر نبود این تقوا و مراعات تو هرگز مغازة تو را انتخاب نمی‌كردم و به تو سر نمی‌زدم.



طبقه بندی: داستانک، 
نگارش در تاریخ جمعه 23 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

در پی القای  شبهات بی اساس از سوی برخی افراد ناآگاه درباره وجود مقدس حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام، مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ عصر ما تاكید كردند تشكیك در اصل وجود مقدس حضرت رقیه علیهاالسلام، نه تنها ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوار ایشان، بلكه ظلم به اهل بیت علیهم السلام است.

از این رو بر آن شدیم تا در این نوشتار نظرات بزرگان و مراجع عظام تقلید را درباره این وجود نورانی از نظر بگذرانیم.
 

استاد شهید مرتضی مطهری (ره)

در فصل پنجم از بخش دوم کتاب حماسه حسینی، در مبحث تحریفات لفظی، چنین آمده است:
« داستان طفلی از ابی عبدالله که در شام از دنیا رفت و بهانه پدر می گرفت و سر پدر را آوردند و آنجا وفات کرد (رجوع شود به نفس المهموم). » (1)
استاد شهید مرتضی مطهری (ره)
در اینجا نکته ای حائز اهمیت است و آن اینکه این بخش از کتاب حماسی حسینی مربوط به یادداشت‌های استاد شهید می باشد که در واقع فیش‌های تحقیقاتی ایشان بوده که قصد داشته اند بعدها راجع به آنها تحقیق نمایند تا به نتیجه نهایی و قطعی برسند. چنانکه در میان اهل پژوهش و تحقیق مرسوم است. ولی متأسفانه ناشر محترم آثار ایشان – همانطورکه در مقدمه کتاب نیز تذکر داده است – این یادداشت‌های خام را که هنوز در آنها تحقیق صورت نگرفته است، در کنار سخنرانی‌های استاد که دیدگاه‌های نهایی ایشان بوده، به چاپ رسانده است و این دستاویزی برای برخی اشخاص کم اطلاع و بعضاً معاند قرار گرفته است. بنابراین از این یادداشت های استاد فرزانه نمی‌توان ادعا کرد که ایشان وجود چنین دختری از سالار شهیدان را نفی نموده اند.
شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌ علیه السلام در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر «رقیه» بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد، هر چند معروف این است که نامش رقیه است

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی (ره)

متن سخنرانى آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی (ره) در حرم حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 1381 هـ ش:
آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی (ره)
مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت امام حسین علیه السلام نشانى را از خود در شام به یادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت علیهم السلام و حوادث آن بپردازند، این دختر خردسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران خردسال نیز بوده اند ، ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه علیهاالسلام در این مکان شهرت قائم است، حضرت علیهاالسلام در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت.
دفن این طفل خردسال (حضرت رقیه علیهاالسلام) در شام گواه بزرگ و نشان قوى از اسارت خاندان طهارت، و ستم روا داشته بر ایشان دارد، آن ستمى که تمام پیامبران از آدم تا خاتم بر آن گریستند، تا آنجا که خدا عزاى امام حسین علیه السلام را بر آدم خواند، از این رو احترام این مکان لازم است، به سخنان فاسد گوش فرا ندهید، و به سخنان باطلى که مى گویند: رقیه علیهاالسلام طفلى خردسال بیش نبود، گوش فرا ندهید، مگر على اصغر علیه السلام کودک خردسال نیست که در روز قیامت شاهدى خواهد بود، و موجب آمرزش گنهکاران شیعه خواهد شد ان شاء الله تعالى.
بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه علیهاالسلام) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بیهوده اى که از گمراهى شیاطین است، گوش فرا ندهند و اعتنایى نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین علیه السلام (رقیه علیها السلام) به خداوند متعال تقرب مى جوییم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند. (2)
 

آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی
آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی
شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌ علیه السلام در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر «رقیه» بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد، هر چند معروف این است که نامش رقیه است. (3)
 

آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی
آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی
در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را «رقیه» نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌ علیه السلام ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است. (4)
 
 
 
 

آیت‌الله‌العظمی مظاهری
آیت‌الله‌العظمی مظاهری
همین جا که به عنوان مرقد حضرت رقیه علیها‌السّلام مشهور است ، مرقد اوست و تشکیک کردن یک ظلم است آن هم ظلم به بچه مظلوم امام حسین علیه‌السّلام و همین شهرت راجع به مرقد مطهر حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نیز هست و تشکیک در آن ظلم به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است و ظلم به حضرت زینب گناهش خیلی بزرگ است و ما در این گونه موارد نظیر سیادت اشخاص و قبور بزرگان چیزی جز شهرت نداریم و این شهرت در نظر همه فقها حجت بوده و هست. (5)
 

آیت‌الله‌العظمی علوی گرگانی
آیت‌الله‌العظمی علوی گرگانی
وجود حضرت رقیه سلام الله علیها از مسلّمات تاریخی است و اگر شبهه ای هم هست در اصل وجود ایشان نیست و بعضی از شبهات در نام مبارک او وجود دارد ولی این مسئله که دختری از امام حسین علیه السلام در شام مدفون است ، هیچ گونه شک و شبهه ای در آن وجود ندارد و توصیه ما به کسانی که این شبهات را نسبت به معتقدات دینی مردم وارد می کنند آن است که بدانند هیچ گونه نفعی نخواهند برد و فقط آخرت خود را خراب کرده اند و خود را مورد غضب امام حسین علیه السلام قرار داده اند و لذا خوب است که با این گونه مسائل خود را درگیر ننمایند. (6)
 

آیت‌الله‌العظمی روحانی
آیت‌الله‌العظمی روحانی
اولا راجع به حضرت رقیه سلام الله علیها اخیرا كتابی نوشته شده است و خیلی خوب اثبات نموده به این كه حضرت رقیه 3 ساله در خرابه شام از دنیا رفته و قبرش هم در آنجاست و معجزات زیادی هم نقل شده است و ثانیا قاعده ای در فقه است بنام تسامح در ادله سنن ، مقتضی آن قاعده این است كه آنچه راجع به این دختر 3 ساله گفته اند شما هم نقل كنید و به زیارت او بروید همه اش بر طبق موازین شرع است ، من خودم چند سال قبل برای معالجه به لندن رفتم در برگشت ، لبنان از هواپیما پیاده شدم و چند روز در آنجا ماندم كه بروم سوریه برای زیارت آن خانم و الان هم از آن عمل خرسندم. (7)
 

آیت‌الله‌العظمی مبشّر كاشانی
آیت‌الله‌العظمی مبشّر كاشانی
قال الله تبارك وتعالی : « یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون »
هیچ گونه شك و شبهه ای درباره وجود مقدس حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام وجود ندارد و شواهد تاریخی نشان می دهد كه آن مظلومه بر اثر تحمل رنج ها و مصائبی كه در مسیر شام و آن چه در خرابه شام اتفاق افتاد ، در صغر سن از دنیا رفته و در دمشق مدفون شد ، تنها مطلب مورد بحث این است كه نام مبارك او رقیه بوده یا زینب یا اسم دیگری داشته ، سپس به اسم رقیه مشهور شده؟
و اما اشتهار اسم او به نام رقیه به این جهت است كه در مدفن این وجود مقدس و نورانی ، در دمشق ، نام رقیه بنت امیرالمومنین علیهماالسلام نوشته شده كه بدیهی است انتساب به "جد اعلی " ، متداول و معمول بوده است پس تشكیك در اصل وجود مقدس آن حضرت جرم و ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوارش ، بلكه ظلم به اهل بیت علیهم السلام است و شبهه پراكنان بدانند كه نور خدا هرگز خاموش نخواهد شد ، بلكه پیوسته بر تزاید و تجلیات بیشتر است. (8)
 

حجت الاسلام و المسلمین جاودان
حجت الاسلام و المسلمین جاودان
این فرزند خردسال امام علیه السلام در ماخذ موجود و قدیمی اسم ندارد اما داستان شهادت ایشان با اندک تفصیل آمده است و آن را از آن ماخذ برای شما نقل می کنیم :
در کتاب «کامل بهائی» نوشته حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن طبری، معروف به عماد الدین طبری، در ص 179، ج دوم، چاپ اول، قم، مؤسسه طبع و نشر قم، 1376 شمسی می گوید:
در کتاب «حاویة در مثالب معاویة» آمده است که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری، حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند، مخفی میداشتند و به پسران و دختران آنان میگفتند: پدرتان به سفر رفته و برمیگردد. پس از آنکه به دستور یزید زنان و کودکان اسیر را در جوار خانه یزید جای دادند، در میان آنان دخترکی چهار ساله شبی خواب دید. از خواب بیدار شد و گفت: بابام حسین کجاست؟ همین الآن او را در خواب دیدم و خیلی هم پریشان بود. زنان و کودکان، همه به گریه افتادند. سر و صدای گریه یزید را از خواب بیدار کرد. یزید گفت: چه خبر است؟ گفتند: بچه‏ای پدرش را میخواهد و برای همین زنان و کودکان گریه میکنند. یزید دستور داد: سر پدرش را ببرید و در کنار او بگذارید. مأموران یزید سر امام حسین را آوردند و در برابر چشمان آن بچه قرار دادند. دختر چهار ساله وقتی نگاهش به آن سر افتاد ترسید و فریادی برآورد و پس از آن بیمار شد و وفات کرد. (9)
 
پی نوشت:
1) مجموعه آثار، ج 17، ص 586.
2) سایت اطلاع رسانی آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی.
3) خبرگزاری مرکز مدیریت حوزه علمیه قم (حوزه نیوز).
4) همان.
5) خبرگزاری های لبیک ، فارس ، تابناک (توسط خبرنگار اداره كل فرهنگی سازمان صداوسیما).
6) همان.
7) همان.
8) همان.


نگارش در تاریخ جمعه 23 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد
In a tourism filled city of Skagen you can see this incredible natural sight. This city is the most northern point of Danish people…..where the Baltic sea “meets” the North sea. Two different seas can not be combined together thus creating this line
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است

سورة مباركه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است كه به هم تجاوز نمی کنند.21. پس كدامین نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنید؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مباركه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست كسی كه دو دریا را موج زنان به سوی هم روان كرد این یكی شیرین و آن یكی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
سوره مباركه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
سوره مباركه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61
[آیا شریكانى كه مى‏پندارند بهتر است‏] یا آن كس كه زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بیشترشان نمى‏دانند.




نگارش در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()

1 دی 88؛ ترور دكتر مسعود علی‌محمدی، 8 آذر 89؛ ترور دكتر مجید شهریاری، 8 آذر 89؛ ترور ناكام دكتر فریدون عباسی دوانی، 2 مرداد 90؛ ترور داریوش رضایی‌نژاد و سرانجام 21 دی 90؛ ترور مصطفی احمدی روشن؛ این‌ها نمونه‌های آشكار عملیات‌های تروریستی امضادار در طی دو سال اخیر علیه دانشمندان و محققان ایرانی به‌غیر از عملیات‌های تروریستی كور در سایر نقاط كشور مانند بمب‌گذاری روز تاسوعا در چابهار است

این حجم از عملیات تروریستی علیه ایران كه مشخصاً با هدف مهار توانمندی‌های فنی ایران و جلوگیری از تثبیت قدرت منطقه‌ای كشورمان در حال تدارك و اجراست، در حالی است كه افكار عمومی ایران، از این رویه برداشت یك اقدام مستمر و زمان‎‌بندی شده را دارند و در نتیجه این سؤال را مطرح می‌كنند كه چرا نباید مانند مقابله به مثل در قبال تجاوزهای نظامی، در قبال این تحركات تروریستی نیز دست به مقابله به مثل زد.



نگارش در تاریخ چهارشنبه 21 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست ...`
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد، از آن است که ای برادر و خواهر روشنفکر من! نمی دانی که چه کوشش‌ها کردند تا آن را از میان زنده ها دور کنند و ندایش را، هم در صحنه های جهاد خاموش کنند و هم در حوزه های اقتصاد !

دوست روشنفکر من! همین ها نشانه ی آن است که دشمن از قرآن می ترسد و همین ترس دشمن کافی نیست که تو را به نقش قرآن در حیات و نجات و بیداری و خلاقیت این کتاب مطمئن سازد؟

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می

شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو…
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم


نگارش در تاریخ دوشنبه 19 دی 1390 توسط rahimeh | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:5)      1   2   3   4   5  

درباره وبلاگ

دین اسلام بهترین دین وجامعترین دین هاست وپیامبر اسلام مهربانترین پیامبر عالم است وهرآنچه توصیه كرده اند از نظر لطف ورحمت بوده است پس دراین وبلاگ سعی شده مطالب مذهبی- اجتماعی، ارایه شود كه نظر مهربانان را به خود جلب كند
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
لوگوی دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

**************************************************** ********************************************** *********************



قالب وبلاگ