دلی را نشکن شاید خانه خدا باشد،کسی را تحقیر نکن شاید محبوب خدا باشد،از کمکی دریغ مکن شاید کلید بهشت باشد.
نگارش در تاریخ جمعه 30 تیر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
ماه رجب ماه بارش رحمت الهی و ماه امیرالمومنین (ع) است.
اعمال شب اول ماه رجب
1- غسل
2- دعای وارده هنگام دیدن هلال ماه رجب ((اللهم اهله علینا ...))
3- سه مرتبه ذکر تکبیر((ا... اکبر))
4- سه مرتبه ذکر تهلیل((لا اله الا ا...))
5- شب زنده داری :این شب از شب های چهارگانه ای است که احیا در آن سفارش شده است(شب اول ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطرو شب عید قربان)
6- دورکعت نماز گذاردن بعد ازنماز عشا، با کیفیت زیر:
در رکعت اول بعد از حمد: سه مرتبه سوره توحید و یک مرتبه سوره انشراح
در رکعت دوم بعد از حمد: سوره انشراح و فلق و ناس هرکدام یک مرتبه
بعد از نماز سی مرتبه ذکر تهلیل و سی مرتبه صلوات
7- خواندن دعای امام جواد (ع) (( اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّكَ مَلِكٌ ...))
8- زیارت امام حسین (ع)
اعمال روز اول ماه رجب
1- غسل
2- روزه گرفتن
3- زیارت امام حسین (ع)
4- زیارت امام رضا (ع)
5- نماز حضرت سلمان: مفاتیح الجنان ص 250 و المراقبات ص46
منابع:
اقبال الاعمال سید بن طاووس ص 720 ،
المراقبات آیت ا... تبریزی ص 87،
مفاتیح الجنان ص 222
 



نگارش در تاریخ شنبه 21 اردیبهشت 1392 توسط rahimeh | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

«كسانى هم كه میخواهند صلاحیتها را ملاحظه كنند و بر اساس آن تصمیم‌گیرى كنند، همه چیز را در كنار هم باید ببینند. رئیس جمهور، هم باید كارى باشد، هم باید مردمى باشد، هم باید مقاوم باشد، هم باید ارزشى باشد، هم باید باتدبیر باشد، هم باید پابند به قوانین و مقررات باشد - مجرى قانون است - هم باید درد مردم را احساس كند، هم باید طبقات مختلف مردم را ببیند؛ اینها خصوصیاتى است كه در انتخاب آن كسى كه ما میخواهیم كلید اجرائى كشور را به او بسپریم، نقش دارد»امام خامنه ای 16/02/1392



نگارش در تاریخ جمعه 20 اردیبهشت 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت
 
سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!


شیخ نخودکی فرمود : 
نماز اول وقت شاه کلید است!


نگارش در تاریخ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
بر مقدم دختر پیمبر صلوات
 
بر چشمه پاک حوض کوثر صلوات
 
بر محضر حضرت محمد تبریک
 
بر مادر شیعیان حیدر صلوات
 
 
 
*** میلاد بهترین مادر دنیا مبارک ***


نگارش در تاریخ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
او به من یاد بداد  درس زیبایی را…
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
***
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم

با خشونت هرگز…
          با خشونت هرگز…
                   با خشونت هرگز…
 
 
قسمتی از شعر سهراب سپهری


نگارش در تاریخ جمعه 6 اردیبهشت 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...


نگارش در تاریخ پنجشنبه 29 فروردین 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
فاطمه آن بانوی بزرگواری كه مردان نمونه و شخصیتهای برجسته از بزرگداشتش ناتوان مانده‌اند آن انسان با بركتی كه تمام پیامبران و فرستادگان الهی با چنگ زدن و در آویختن به ریسمان ولایتش رستگار و كامیاب شده‌اند. فاطمه‌ای كه در توصیف و شناخت واقعیش زبان‌ها و خردها از كار افتاده و حیران گشته است. طاهره‌ای كه والاتر از شناخته شدن با گفتار است و بزرگتر از آن است كه آثار و نامه‌ها و مسندات، بازگو كننده‌ی‌شأن او، گردند.و خلاصه آنكه هر آنچه كه گفته‌اند و درباره‌اش گفته شده فروتر از شان و مقام او است. در نمودار شخصیت او همین سخن كافی است كه پدرش او را (ام‌ابیها) خوانده و به او «فداها ابوها» گفته است.


نگارش در تاریخ جمعه 23 فروردین 1392 توسط rahimeh | نظرات ()




 

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ‏ :سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الطِّفْلِ‏ یَضْحَكُ‏ مِنْ غَیْرِ عَجَبٍ وَ یَبْكِی مِنْ غَیْرِ أَلَمٍ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ مَا مِنْ طِفْلٍ إِلَّا وَ هُوَ یَرَى الْإِمَامَ وَ یُنَاجِیهِ فَبُكَاؤُهُ لِغَیْبَةِ الْإِمَامِ عَنْهُ وَ ضَحِكُهُ إِذَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ حَتَّى إِذَا أُطْلِقَ لِسَانُهُ أُغْلِقَ ذَلِكَ الْبَابُ عَنْهُ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالنِّسْیَان علل الشرایع ج2 ص584‏

 مفضل می گوید از امام صادق علیه السلام در مورد طفل پرسیدم که چرا بدون علت می خندد یا بدون درد می گرید؟ فرمودند ای مفضل هیچ طفلی نیست مگر اینکه امام را می بیند وبا ایشان نجوا می کند. علت گریه اش غایب شدن امام از اوست و علت خنده اش رو آوردن امام به اوست. وقتی زبانش به سخن باز شد این باب بر او بسته می شود و بر قلبش مهر فراموشی زده می شود.(این ماجرا را از یاد می برد). 



نگارش در تاریخ جمعه 23 فروردین 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
لااله الا الله
 
فریاد های قبر
 
اَلْقَبْرُ یُنادِی کُلُّ یَوْمٍ بِخَمْسَ کَلَماتٌ

قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند.

 
 
  .1   اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً
من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید) تلاوت قرآن(
 
  .2 اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً
من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید) نافله شب(
 
  .3 اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً
من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید) عمل صالح(
 
  .4   اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً
من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید ) لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله(
 
  .5اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً
من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید) صدقه(
 
 
 
 


نگارش در تاریخ دوشنبه 19 فروردین 1392 توسط rahimeh | نظرات ()

 به آیت الله بهجت(ره) گفتند:
کتابی درزمینه اخلاق معرفی کنید

فرمودند:
لازم نیست یک کتاب باشد

یک کلمه کافیست
که بدانی :

((خدا می بیند))


نگارش در تاریخ شنبه 17 فروردین 1392 توسط rahimeh | نظرات ()
این تصویر زیباترین و دردناکترین عکس تاریخ شد

 آپارتمانی که در آتش و دود گرفتار شده ، و مادری که برای حفظ جان دختر بچه اش او را از پنجره بیرون نگه داشته تا با دود ناشی از آتش خفه نشود
متاسفانه مادر این کودک بعد از مدتی بعلت خفگی از دود آتش جان سپرد اما نکته شگفت انگیز اینجاست که مادر بعد از مرگش بچه رو رها نکرده و ماموران آتش نشانی تونستن بچه رو صحیح و سالم با آن ارتفاع به زمین بیاورند



نگارش در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
 آیه 1 از سوره «انبیاء» از جمله آیات قرآن کریم است که در مورد روز قیامت سخن می‌گوید:
«اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ»
"(زمان) حساب مردم نزدیک شده است، در حالی که آنان در بی‌خبری، (از آن) روی گردانند"
 
بر اساس آنچه که از آیات به دست می‌آید باید گفت که:
 
1- همه افراد مورد سوال قرار می‌گیرند.
 
«فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ »
"به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سوال خواهیم کرد، (و هم) از پیامبران سوال می‌کنیم"
(سوره «اعراف» آیه 6)
 
2- تمامی اعمال مورد محاسبه قرار می‌گیرد.
«وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»
"یقینا شما از آنچه انجام می‌دادید، بازپرسی خواهید شد"
(سوره «نحل» آیه 93)
3- همه احوال مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.
«إِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ»
"اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌کند"
(سوره «بقره» آیه 284)
4- از همه اعضای بدن انسان سوال خواهد شد.
«وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»
"از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسوول‌اند"
(سوره «اسراء» آیه 36)
5- از نعمت‌های الهی سوال می‌شود.
«ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»
"سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشته‌اید بازپرسی خواهید شد"
(سوره «تکاثر» آیه 8)
6- تمامی کارها را در هرکجا و به هر اندازه که باشد، حاضر خواهند ساخت.
"إِنْ تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ"
"اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمان‌ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد"
(سوره «لقمان» آیه 16)
در اولین سوال، از نماز خواهند پرسید و به حساب امور مهمی چون؛ جوانی، عمر، راه کسب درآمد و هزینه آن و به ویژه رهبری و ولایت خواهند پرداخت و همین بس که خدا، خود حسابرس خواهد بود.
«وَکَفَیٰ بِنَا حَاسِبِینَ»
"و کافی است که ما حساب کننده باشیم"
(سوره «انبیاء» آیه 47)
منابع:
کتاب دقایقی با قرآن، تالیف حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، ناشر: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، نوبت چاپ پانزدهم زمستان سال 1390


نگارش در تاریخ یکشنبه 6 اسفند 1391 توسط rahimeh | نظرات ()


بسم الله الرحمن الرحیم
فرزند عزیزم، امید است که در پناه حضرت احدیت موفق باشی.می خواستم راجع به " خلوص " مطالبی عرض کنم .راستی ، چه قدر این کلمه، پر معنی و به دست آوردنش برای انسان مشکل است. اگر در آیات و کلماتی که دراین موضوع به ما رسیده است دقت کنیم، متوجه می شویم که علت اصلی بعثت انبیا و زحماتی که تحمل کرده اند، ساختن انسانی است که بتواند اعمالش را فقط برای خدا انجام دهد و غیر او را در نظر نداشته باشد و دائما به خودش بگوید:
از یکی گو، وز همه یک سوی باش
یک دل و یک قبله و یک روی باش



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
 
1. شستن دست ها قبل و بعد از غذا روزی را زیاد می کند.
2. آب و جارو کردن ِ جلوی خانه روزی را زیاد می کند.
3. از شب تا صبح ماندن ظرف های کثیف مانع استجابت دعا می شود.
4. فحش دادن و ناسزا گفتن روزی را کم می کند.
5. روزی یعنی: آرامش هر لحظه، دوستان خوب، همسر مهربان، فرزندان خلف، کتاب مفید، فرصت های خوب زندگی و... .
6. تشکر کردن از مردم بالاترین درجه ی تشکر است، حتی شکرگزاری از خداوند پس از آن قرار می گیرد.
7. از بهترین انواع صدقه آن است که میان دو نفر را آشتی دهیم.
8. هیچ سرمایه ای بواسطه ی زکات کاسته نمی شود.
9. یکی دیگر از انواع صدقه آن است که آنچه یادگرفتید را به دیگران هم بیاموزید.
10. خواب صبحگاهان مانع روزی است.
11. سحرخیزی مایه ی برکت است.
12. از اذان صبح تا طلوع آفتاب بهترین و مناسب ترین زمان برای جذب انرژی کیهانی و اجابت دعاست.
13. از اذان صبح تا طلوع آفتاب دو فرشته ندا در می دهند: آیا کسی هست که ما حاجتش را روا کنیم؟
14. صبحانه را باید صبح زود بخورید تا عمرتان افزایش یابد.
15. یکی از دلایل عدم موفقیت، تا نزدیک ظهر خوابیدن است چراکه خداوند صبح زود تقسیمِ رزق می کند.
16. پاداش صدقه 10 برابر و پاداش صله ی ارحام 30 برابر است. خداوند پاداشِ هیچ کار نیکی را سریع تر از صله ی ارحام نمی دهد.
17. هر دعایی که در حق دیگران باشد، از عرش به او فرمان می رسد: صدهزار برابر برای تو باشد!
18. هیچکدام از نمازهای روزانه به اندازه ی نماز صبح موثر نیست. بهترین نماز، نمازِ صبح است.
19. بهترین زمان برای مراقبه و دعا نیز هنگام نماز صبح است.
20. هنگام اذان صبح، انرژی هستی به اوج خود می رسد و تا اذان مغرب از این انرژی رفته رفته کاسته می شود.
همه چیز با خدا ممکن است زیرا شما روح خدا را با خود حمل می کنید.
اراده کنید تا خلق شود.


نگارش در تاریخ چهارشنبه 18 بهمن 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛
زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس
گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و
عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به
بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و
ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، 
روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با
این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا
ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. 
غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه
ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با 
حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود
مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت،
دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام
فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله
برای مردن.
6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل
بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر 
سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود.
اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده 
ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که
می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز
می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و 
خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری،
تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت
رحما نی و… . کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر 
می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می
آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم 
می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا 
خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم
بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال
خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب
خدایی بود.

13. ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را 
بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این
نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت
خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ
تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و
پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ی
اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

14. "دل های مؤمنین كه به هم وصل می‌شود، آب كُر است. وقتی به علــی علیه 
السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در
تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب كُر نه تنها نجس نمی شود ، بلكه متنجس
را هم پاك می كند."

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، 
تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه
"الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند





نگارش در تاریخ چهارشنبه 22 آذر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

... فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان... ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم ودر رابه با این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است ...
... در این موقعیت زمانی ومکانی، جنگ ما جنگ اسلام و کفر است و هرلحظه مسامحه و غفلت، خیانت به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما باید خود را آماده هرگونه فداکاری بکند ...
... در چنین میدان سویع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام با خلوص نیت را پیدا کنیم ...
در مورد درآمدها، چیزی به آن صورت ندارم و همین بضاعت مزجاه را هم خمسش را داده‌ام و بقیه را هم در راه کمک رساندن به جنگجویان و سربازان اسلام با سپاه کفر خرج کنند ..د ر صورت امکان با لباس سپاه مرا دفن کنید.
درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)

اگر خداوند بزرگ به تو فرمود :
که لیاقت شهادت را نداری؛
بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام ؟!


نگارش در تاریخ شنبه 18 آذر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.
شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.
گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟
عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟
عرض کرد: آری..
بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟
عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟ در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.
خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
بهلول پرسید: چه کسی هستی؟
جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟
عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی. سپس برخاست و برفت.
مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟
جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.
باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟
عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.
بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید دامنش را بگرفت و گفت: ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
جنید گفت: جزاک الله خیراً!
و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.
و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد هیچ بشری [دوست، همسر، فرزند، والدین، همکار، ....] نباشد



طبقه بندی: داستانک، 
نگارش در تاریخ جمعه 17 آذر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

 
اگر کسی به جایی رسید که قلبش عرش الرحمن شد، این قلب دیگر سفیه نیست؛ سبک نیست.

 طیش و سبکی در آن راه ندارد. رفتار سبک از او سر نمی زند.

 همه‌ی انواع طیش در مقابل حلم است. کسانی که حلیم هستند،

 شما تلاش کنید، وارد وادی مزاح بشوید، لطیف‌ترین لطیفه‌ها رو بگویید؛

نمی‌توانید این شخص حلیم را به قهقه درآورید. حضرت رسول هیچ وقت قهقه نمی‌زد.

 اگر می‌خندیدند، لبخندشان تبسم بود. حالا اگر نشاط الهی بود،

 لبخندی بر لبانش می‌نشیند؛ اما از قهقه مبری است. 

انسان حلیم، سنگین است. در مقابل آدم حلیم، آدم سبک است.

یک جمله می‌گویید، اصلا معلوم نیست برای چه قهقه می‌زند؛

 برای چه غضب‌آلود شده؛ برای چه غصه می‌خورد.

حلیم کسی است که نه می‌توانی غضب‌آلودش کنید، نه می‌توانید غمگینش کنید،

نه می‌توانید خوشحالش کنید. قلب شخص حلیم از چنگ ما انسان‌ها بیرون است.

قلب این انسان بین اصبعی الرحمن(انگشتان خدا) است.

 خداوند رحمان قلب و احساسات او را به حرکت درمی‌آورد. 

اگر کسی می‌خواهد به طرف خدای متعال حرکت کند، باید این را به دست بیاورد.

آدمی که حلیم نیست، همه او را به بازی می‌گیرند. همه به حرکتش درمی‌آورند؛ خوشحالش می‌کنند، غصه‌دارش می‌کنند؛ عصبانی‌اش می‌کنند.

چنین آدمی آمادگی کار کردن برای خدا را ندارد.

 این قدم اول است. حضرت فرموده‌اند: اگر به آدمی برخورد کردی که اگر یک کلمه بگویی، او ده کلمه بگوید؛ اگر او ده کلمه گفت، تو یک کلمه هم به او جواب نده. ده کلمه‌ی او تو را به 
حرکت درنیاورد. یعنی آن شخص که با یک کلمه‌ی عادلانه‌ی تو، ده تا جواب ظالمانه می‌دهد؛ ولی ده جواب ظالمانه‌ی او شما را وادار به یک کلمه‌ی عادلانه هم نکند.

یعنی نباید حرف او محرک من باشد؛ محرک عمل و رفتار مومن، باید  امر و نهی الهی باشد.


/حجت الاسلام والمسلمین استاد میرباقری


نگارش در تاریخ پنجشنبه 16 آذر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم 
رحمت او امیدوار می سازد. ... و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره 
زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت 
کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی...

یاران! شتاب کنید ، قافله در راه است . می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند .

سید شهیدان اهل قلم،شهید سید مرتضی آوینی


نگارش در تاریخ سه شنبه 14 آذر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

 
حسین
"ع"سرچشمه خورشید است و...
 
بدان
که سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است

با قلبی که در آن، چشمه خورشید میجوشد
و



گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:

حسین"ع" ، حسین"ع" ،
حسین"ع"...

"شهید سید مرتضی آوینی"





نگارش در تاریخ دوشنبه 29 آبان 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
     
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است  و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز !

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و
برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،

======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "


چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


قرآن ! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .


یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که تو رابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟


قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …


قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند .


خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .


آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.




نگارش در تاریخ شنبه 20 آبان 1391 توسط rahimeh | نظرات ()



نگارش در تاریخ پنجشنبه 18 آبان 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
مثل چمران بمیرید؛ صبح 1 تیر 1360

 این سخن بزرگ مردی است که در تاریخ تشیع مانندی مثل او نبوده و نیست . ایشان در مدح کسی  و یا در مذمت شخصی ذره ای باز روی هوا و هوس حرفی نزده است . اما مدح او در مورد چمران بزرگ چنین است:

مگر من و شما چند سال دیگر هستیم؟ مگر شماها چه قدر مى‏خواهید عمر بکنید؟ مگر شما هر مقامى هم پیدا بکنید از مقام رضا خان و محمد رضا خان بیشتر مى‏شود؟ عبرت بگیرید! عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است.

تعلیم بگیرید از این حوادثى که در دنیا واقع مى‏شود. شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست؛ چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد؛ ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید. مثل این سربازهایى که در مرزها کشته مى‏شوند بمیرید. این وصیتنامه‏هایى که این عزیزان مى‏نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکى از این وصیتنامه‏ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید. ... از اینها یک قدرى تعلم پیدا کنید.(صحیفه امام، ج‏14، ص 491).
 
 
      شهدا را یاد کنیم حتی با ذکر یک صلوات







نگارش در تاریخ یکشنبه 14 آبان 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
  آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،
شیطان دچار درد شدید در سر میشود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟ ..
و قرآن را حتما هم عربی و هم فارسی بخوان...



نگارش در تاریخ یکشنبه 14 آبان 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

 
گفتـم: بچـه الان چـه وقت نمـاز خوندنه؟

گفـتـــ: از کجا معلـوم دیـگه وقتــــ کنم،

 
و شـروع کرد به نمـاز خـوانـدن...

 
الـسلام علیکم و رحـمت الله و برکاته را که گفـت...

 
یک خمپـاره آمد و بردش مـهمانی...

 

ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ
 







 

 


نگارش در تاریخ یکشنبه 7 آبان 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
 مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...

نتیجه گیری  مولانا از بیان این حكایت:‌
تو مبین اندر درختی یا به چاه                            تو مرا بین که منم مفتاح راه
 
 












نگارش در تاریخ شنبه 22 مهر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

چشمانت را ببند ای شهید

.
مبادا این روزها را در مقابل مادرم زهرا شهادت دهی




نگارش در تاریخ چهارشنبه 19 مهر 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
 
هنگام انفجار و فرو پاشی ستارگان، گازها و موج های حاصل، 
ترکیبی بسیار زیبا بمانند گل رُز ایجاد می کنند.


عکس ناسا
(NASA) که توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) گرفته شده است :
این پدیده در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است:
 
55-37-Rose-Color-Star.jpg
فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان
هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید
لحظه ای بیاندیشیم...... 



نگارش در تاریخ پنجشنبه 30 شهریور 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
 
بسم الله الرحمن الرحیم
” انالله و اناالیه راجعون“

به نام آنكه رگ حیاتم در دست اوست، به نام آنكه آزادیم به دست اوست. به نام آنكه آگاه از فقر و بیچارگی و تهیدستی بندگان مغرورش است ، به نام عالمِ به تمام مسكنت بندگان در اطاعات از تواصوا بالحق و با توسل به عنایت حجت ابن الحسن ارواحنا له الفداء ...

اولین و مهمترین جمله ام یك خبر است. یك خبر وحشتناك، یك خبر كه هیچ كس آن را انكار نمی‌كند ولی تقریبا هیچ كس هم آن را باور نمی‌كند، آن خبر ، خبر مرگ است، الا ای هركس كه این نوشته را می خوانی یا می‌شنوی بدان، هشدار كه تو هم می‌میری، بله تو هم می‌میری اگر خیلی بحساب خودت زرنگ باشی فقط چند سال، بله چند سال مرگت را عقب می‌اندازی ولی چه سود ]مرگ[ ترا درك خواهد كرد و تو روزی این جسم پرسروصدایت باید زیر خاكها دفن شود و از بین رود ...
مگر قلب مومن خانه خدا نیست، چرا خدا را در آن راه نمی‌دهید، والله قسم همه بزودی به پیش همان كس برمی‌گردیم كه از پیش اوئیم، او كه بیجا ما را در این خلقت پیوسته و پیچیده نیاورد. ” افحسبتم انما خلقناكم عبثا “ گمان كردید شما را بیهوده آفریدیم ...
دوم ، روی سخنم با آنهاست كه در خط انقلابند و به فعالیت مشغول، بترسید از اینكه در عمل غیرخدا باشد كه آنگاه نباید از خدا انتظار پاداش داشت بسیار خطرناك است و مصداق ” خسرالدنیا والاخره “ است، اگر فعالیت زیاد باشد ولی در عمل غیرخدا زیاد باشد و خدا كم، مبادا به توجیهات مختلف، اعمال خلاف شرع را مرتكب شویم و گمان كنیم در راه خدا قدم برمی‌داریم ...
به تقوا و ورع و حسابرسی از سخن خود و حركات خود باید پاسداری كرد كه مبادا در لباس پاسداری اسلام ضربه بر اسلام وارد آید.
فرازی از وصیت نامه ی شهید سید حسن موسوی خلخالی
ورودی 62 مهندسی برق
شهادت : 12/تیر/65 ، مهران


نگارش در تاریخ چهارشنبه 18 مرداد 1391 توسط rahimeh | نظرات ()

به نقل از شیعه آنلاین، هفته گذشته یکی از خادمان مسجد الحرام که اهل بنگلادش است، در اقدامی جالب با لیوان خود به یک کبوتر تشنه آب داد



نگارش در تاریخ سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط rahimeh | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

دین اسلام بهترین دین وجامعترین دین هاست وپیامبر اسلام مهربانترین پیامبر عالم است وهرآنچه توصیه كرده اند از نظر لطف ورحمت بوده است پس دراین وبلاگ سعی شده مطالب مذهبی- اجتماعی، ارایه شود كه نظر مهربانان را به خود جلب كند
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
لوگوی دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

**************************************************** ********************************************** *********************



قالب وبلاگ